دکتر فرناز عطائی

متخصص روانپزشکی


پيام هفته

ابراز عشق

زن هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود تا اینکه بیمار شد و مدتی بود که از سردردهای مزمن رنج می برد. شبی از شب ها سردرد زن شدت گرفت, طوری که منجر به بی حالی و تهوع شد. شوهر او که راننده موتورسیکلت بود و از موتورش برای حمل و نقل کالا در شهر استفاده می کرد برای اولین بار از همسرش خواست که سوار موتورسیکلت شود تا او را به درمانگاه ببرد. زن در حالی که بسیار خجالت می کشید با احتیاط و سختی سوار موتور شد و از دست پاچگی نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد. زمانی که موتور حرکت کرد لحظه ای نزدیک بود که زن از پشت شوهرش به زمین بیفتد. در این هنگام شوهرش ناگهان گفت: مرا از پشت مجکم بغل کن. زن با تعجب پرسید: چه کار کنم?! و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند, شوهرش را تعجب پرسید: چرا? تقریبا به درمانگاه رسیده ایم! زن جواب داد: دیگر لازم نیست بهتر شدم. سرم درد نمیکند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولی هرگز متوجه نشد که گفتن همان جمله ی ساده ی " مرا بغل کن" باعث شده بود که زن آن جمله را یک جمله ی عاطفی تلقی کند, و در قلبش احساس خوشبختی و ارزشمندی کند. طوری که در همین مسیر کوتاه سردردش را خوب کرده بود. عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید.
آدرس مطب : 1
تلفن : 1 - 1

نظرات کاربران درباره این مطلب :

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
اگه کار امروز را به فردا بیوگرافیEnglish Articlesمطالب و مقالاتنوشته هاي كاربراننکات جالب و خواندنیپيام هفتهآزمونهای شخصیترزومه(CV)سخنان بزرگانصفحه اصلیسوالات پزشکی